7 اشتباه رایج در خرید سیمان
مقدمه
اشتباهات رایج در خرید سیمان معمولاً از جایی شروع میشوند که این مصالح حیاتی بیش از حد ساده فرض میشود. بسیاری تصور میکنند سیمان یک کالای یکنواخت است و تفاوت چندانی بین برندها، تیپها یا شرایط نگهداری آن وجود ندارد، در حالی که کیفیت واقعی سیمان به مجموعهای از عوامل بههمپیوسته وابسته است. نادیده گرفتن تاریخ تولید، انتخاب نادرست نوع سیمان برای شرایط محیطی پروژه، خرید از مراکز نامعتبر، بیتوجهی به نحوه نگهداری در انبار و استفاده نادرست در اجرا، همگی میتوانند کیفیت نهایی سازه را بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهند. این اشتباهها اغلب در لحظه خرید یا اجرا بیاهمیت به نظر میرسند، اما پیامدهای آنها معمولاً دیرتر و با هزینهای بسیار بالاتر خود را نشان میدهد. در ساختوساز، انتخاب آگاهانه سیمان یعنی کاهش ریسک، افزایش دوام سازه و حفظ سرمایه؛ و هر تصمیم عجولانه یا غیرکارشناسی، دقیقاً برعکس این مسیر عمل میکند.در ادامه نیز به این اشتباهات میپردازیم.
1. خرید سیمان بدون بررسی تاریخ تولید
خرید سیمان بدون بررسی تاریخ تولید یکی از رایجترین و در عین حال پرهزینهترین اشتباهاتی است که هم مصرفکنندگان خرد و هم برخی مجریان پروژههای ساختمانی مرتکب میشوند. عجیب هم نیست، چون روی کیسه سیمان تاریخ تولید هست، ولی اغلب یا دیده نمیشود یا جدی گرفته نمیشود، مشکل دقیقاً همینجاست؛ سیمان اگرچه فاسد نمیشود، اما قدرتش را از دست میدهد و این از هر نوع خرابی ظاهری خطرناکتر است.
سیمان مادهای است که بهشدت به رطوبت و زمان حساس است. از لحظهای که در کارخانه تولید میشود، واکنشهای شیمیایی آهستهای در آن آغاز میشود که حتی در بهترین شرایط انبارداری هم متوقف نمیشوند. هرچه از تاریخ تولید بگذرد، بخشی از قابلیت هیدراسیون سیمان کاهش پیدا میکند و این یعنی افت مقاومت نهایی بتن یا ملات. در ظاهر، کیسه همان کیسه است، رنگ همان رنگ و دانهبندی همان، اما در عمل نتیجه کار میتواند کاملاً متفاوت و ناامیدکننده باشد.
وقتی سیمان کهنه استفاده میشود، اولین چیزی که ضربه میخورد مقاومت فشاری است. بتنی که باید بعد از ۲۸ روز به مقاومت مشخصی برسد، یا به آن عدد نمیرسد یا فقط روی کاغذ به آن نزدیک میشود. این موضوع در پروژههای سازهای میتواند تبعات جدی داشته باشد؛ از ترکهای زودهنگام گرفته تا کاهش دوام سازه در برابر بار، رطوبت و تغییرات دما. حتی در کارهای ظاهراً ساده مثل دیوارچینی یا ملاتریزی، سیمان تاریخگذشته باعث افت چسبندگی، پوسته شدن و جدا شدن لایهها میشود.
یکی دیگر از مشکلات سیمان قدیمی، تغییر رفتار آن در زمان اختلاط است. معمولاً این نوع سیمان یا خیلی زودگیر میشود یا برعکس، گیرش آن غیرقابل پیشبینی است. این ناپایداری باعث میشود مجری مجبور شود آب بیشتری اضافه کند یا زمان اجرا را تغییر دهد و همین دستکاریها زنجیروار کیفیت نهایی کار را پایین میآورد. نتیجه، ملاتی است که نه طبق طرح اختلاط است و نه طبق انتظار مهندس.
نکته مهم اینجاست که بسیاری از سیمانهای تاریخگذشته الزاماً «خیلی قدیمی» نیستند. گاهی سیمانی که فقط چند ماه از تولیدش گذشته، اگر در شرایط نامناسب انبار شده باشد، کاراییاش بهطور محسوسی کاهش پیدا میکند. کیسههایی که در معرض رطوبت، زمین نمناک، یا هوای آزاد قرار گرفتهاند، حتی اگر باز نشده باشند، میتوانند بخشی از خواص خود را از دست بدهند. به همین دلیل بررسی تاریخ تولید باید همزمان با بررسی شرایط نگهداری انجام شود، نه بهصورت جداگانه.
از نظر اقتصادی هم این اشتباه کاملاً فریبنده است. بعضی فروشندگان سیمانهای قدیمیتر را با قیمت پایینتر عرضه میکنند و خریدار هم تصور میکند صرفهجویی کرده است. اما واقعیت این است که هزینه افت کیفیت، دوبارهکاری، افزایش مصرف سیمان یا حتی تخریب و اصلاح کار، چند برابر همان تفاوت قیمت اولیه خواهد بود. در پروژههای بزرگ، این اشتباه میتواند مستقیماً به افزایش هزینههای کل پروژه منجر شود و در پروژههای کوچک، به از بین رفتن اعتماد به نتیجه کار.
2. انتخاب اشتباه نوع سیمان برای محیط پروژه
انتخاب اشتباه نوع سیمان برای محیط پروژه یکی از آن خطاهایی است که معمولاً در لحظه خرید خیلی ساده و بیاهمیت به نظر میرسد، اما اثرش ماهها یا حتی سالها بعد خودش را با ترک، شوره، افت مقاومت یا تخریب زودرس نشان میدهد. خیلیها تصور میکنند سیمان یک کالای «یکسان» است و فقط اسمها و تیپها برای دردسر انداختن خریدارها ساخته شدهاند، در حالیکه هر نوع سیمان دقیقاً برای یک شرایط مشخص محیطی طراحی شده و نادیده گرفتن این موضوع یعنی ساختن مشکل از همان روز اول.
محیط پروژه فقط به این معنا نیست که کار در فضای باز انجام میشود یا بسته. محیط یعنی میزان رطوبت، وجود یونهای مخرب مثل سولفاتها، تماس با آبهای زیرزمینی، شرایط آبوهوایی گرم یا سرد، مجاورت با مواد شیمیایی، و حتی نوع کاربری سازه. سیمانی که در یک ساختمان مسکونی شهری کاملاً جواب میدهد، ممکن است در یک پروژه ساحلی یا صنعتی بهسرعت دچار افت عملکرد شود. این تفاوتها اتفاقی نیستند؛ واکنشهای شیمیایی داخل سیمان بهشدت تحت تأثیر محیط اطراف قرار میگیرند.
یکی از رایجترین اشتباهها، استفاده از سیمانهای معمولی در محیطهای مرطوب یا دارای خاک و آب سولفاته است. در چنین شرایطی، سیمان نامناسب بهمرور با یونهای مهاجم واکنش میدهد و ساختار بتن یا ملات را از درون تخریب میکند. این تخریب آرام و بیصداست؛ نه بوی خاصی دارد، نه علامت هشدار فوری. فقط بعد از مدتی ترکها ظاهر میشوند، مقاومت کاهش پیدا میکند و سازهای که قرار بوده سالها دوام بیاورد، زودتر از موعد وارد فاز فرسودگی میشود.
در مناطق گرم و خشک هم انتخاب اشتباه سیمان میتواند دردسرساز باشد. برخی سیمانها در دماهای بالا سریعتر واکنش نشان میدهند و اگر با شرایط محیطی هماهنگ نباشند، باعث گیرش زودهنگام، جمعشدگی و ترکهای حرارتی میشوند. این ترکها شاید در ابتدا ظاهری باشند، اما بهمرور مسیر نفوذ رطوبت و عوامل مخرب را باز میکنند و دوام سازه را کاهش میدهند. اینجاست که میبینی مشکل فقط «ظاهر» نبوده و ریشهاش در انتخاب نادرست مصالح است.
اشتباه دیگر زمانی رخ میدهد که نوع کاربری سازه نادیده گرفته میشود. سیمانی که برای کارهای عمومی مناسب است، لزوماً برای فونداسیون، مخازن آب، کانالها یا سازههای در تماس دائم با رطوبت انتخاب درستی نیست. هرکدام از این کاربردها نیازمند ویژگیهای مشخصی مثل مقاومت شیمیایی بالاتر، حرارت هیدراسیون کنترلشده یا دوام طولانیتر هستند. وقتی این تفاوتها در نظر گرفته نشوند، پروژه از همان ابتدا با یک نقص پنهان جلو میرود.
از نظر اقتصادی هم این اشتباه معمولاً با یک توجیه ساده شروع میشود: «همه سیمانها تقریباً یکی هستند، این فقط ارزانتر است». اما هزینه واقعی بعداً خودش را نشان میدهد؛ افزایش مصرف سیمان برای جبران ضعف، نیاز به تعمیرات زودهنگام، یا حتی تخریب و اجرای مجدد بخشهایی از پروژه. در نهایت، انتخاب اشتباه نوع سیمان نهتنها صرفهجویی نیست، بلکه یکی از پرهزینهترین تصمیمهای پروژه محسوب میشود.
3.نگهداری نادرست سیمان در انبار
نگهداری نادرست سیمان در انبار یکی از آن اشتباههایی است که معمولاً کسی مسئولیتش را گردن نمیگیرد، اما همه تاوانش را میدهند. تولیدکننده میگوید سالم تحویل داده، فروشنده میگوید کیسهها پلمب بوده، مجری هم میگوید «سیمان که خراب نمیشود». نتیجه این زنجیره انکار، سیمانی است که روی کاغذ استاندارد است اما در عمل، نصف توان واقعیاش را هم ندارد.
سیمان مادهای است که دشمن شماره یکش رطوبت است، حتی رطوبتی که با چشم دیده نمیشود. وقتی کیسههای سیمان مستقیماً روی زمین انبار میشوند، بهخصوص زمینهای بتنی یا خاکی که رطوبت دارند، رطوبت بهتدریج از پایین به داخل کیسه نفوذ میکند. این نفوذ آرام باعث شروع واکنشهای زودهنگام در بخشی از سیمان میشود. در ظاهر شاید فقط چند گلوله سفت داخل کیسه ببینی، اما در واقع بخشی از سیمان دیگر توان شرکت در واکنش هیدراسیون مفید را از دست داده است.
مشکل فقط زمین نیست. انبارهایی که تهویه مناسب ندارند، یا در معرض تغییرات شدید دما هستند، شرایط را بدتر میکنند. اختلاف دمای شب و روز باعث تعریق داخل کیسهها میشود و همین بخار آبِ ظاهراً بیخطر، به مرور کیفیت سیمان را پایین میآورد. در چنین شرایطی حتی سیمانی که تاریخ تولیدش تازه است، میتواند رفتاری شبیه سیمان کهنه از خودش نشان بدهد. اینجاست که خریدار گیج میشود و فکر میکند مشکل از طرح اختلاط یا اجرای کار است، نه از انبارداری.
چیدن نادرست کیسهها هم یکی دیگر از خطاهای رایج است. وقتی کیسهها بیش از حد روی هم انباشته میشوند یا بدون فاصله از دیوار چیده میشوند، جریان هوا قطع میشود و رطوبت در همان نقطهها حبس میشود. کیسههای پایینی معمولاً اولین قربانیاند، ولی مشکل اینجاست که سیمان فاسدشده با بقیه مخلوط میشود و اثرش به کل مصرف سرایت میکند. یعنی حتی اگر فقط بخشی از انبار مشکل داشته باشد، کل پروژه تحت تأثیر قرار میگیرد.
نگهداری طولانیمدت سیمان بدون برنامه مصرف هم از همان اشتباههای رایج است که معمولاً با نیت صرفهجویی انجام میشود. خرید حجم زیاد سیمان و خواباندن آن در انبار، اگر با شرایط استاندارد همراه نباشد، عملاً یعنی تبدیل سرمایه به ریسک. هرچه زمان نگهداری بیشتر شود، حساسیت سیمان به شرایط محیطی بالاتر میرود و احتمال افت کیفیت افزایش پیدا میکند. این افت کیفیت تدریجی است و به همین دلیل خطرناکتر از خرابی ناگهانی است.
اثر نگهداری نادرست معمولاً در اجرا خودش را نشان میدهد. ملات دیر یا زودتر از حد انتظار میگیرد، روانی بتن غیرقابل کنترل میشود، یا مقاومت نهایی به عدد طراحیشده نمیرسد. در این مرحله، هیچکس به انبار برنمیگردد تا علت را پیدا کند؛ همه دنبال اصلاح نتیجهاند. دوبارهکاری، افزایش مصرف سیمان، یا بدتر از آن، پذیرش یک کیفیت پایینتر بهعنوان واقعیت پروژه.
4. اشتباه در نسبت آب به سیمان
اشتباه در نسبت آب به سیمان یکی از بنیادیترین خطاهایی است که میتواند کل منطق یک طرح اختلاط را به هم بریزد، آن هم بدون اینکه در لحظه اجرا خیلی به چشم بیاید. معمولاً همه چیز از یک تصور ساده شروع میشود؛ اینکه اضافه کردن کمی آب، کار را راحتتر میکند. بتن روانتر میشود، ملات بهتر پخش میشود و اجرای کار سریعتر جلو میرود. مشکل اینجاست که این «کمی آب بیشتر» اغلب به معنای قربانی کردن مقاومت، دوام و حتی اعتبار فنی پروژه است.
نسبت آب به سیمان قلب رفتار بتن و ملات است. این نسبت تعیین میکند که چه مقدار از سیمان واقعاً وارد واکنش شیمیایی میشود و ساختار نهایی چقدر متراکم و مقاوم خواهد بود. وقتی آب بیش از حد لازم اضافه میشود، در ظاهر مخلوط نرمتر و خوشکارتر به نظر میرسد، اما بعد از تبخیر آب اضافی، شبکهای از حفرهها و خللوفرج در بتن باقی میماند. این فضاهای خالی دقیقاً همان نقاط ضعفی هستند که مقاومت فشاری را پایین میآورند و راه نفوذ رطوبت و عوامل مخرب را باز میکنند.
از طرف دیگر، کمریختن آب هم به همان اندازه خطرناک است. ملات یا بتنی که آب کافی ندارد، بهدرستی هیدراته نمیشود و بخشی از سیمان عملاً بلااستفاده باقی میماند. نتیجه چنین کاری، مخلوطی است که خوب شکل نمیگیرد، به اجزای اطراف نمیچسبد و گیرش آن ناقص یا نامنظم است. این نوع بتن ممکن است در ابتدا سفت و محکم به نظر برسد، اما در بلندمدت دچار ترکهای زودرس و افت دوام میشود.
یکی از بدترین جنبههای این اشتباه، عادتهای اجرایی نادرست است. در بسیاری از کارگاهها، نسبت آب به سیمان نه بر اساس محاسبه، بلکه بر اساس حس دست یا تجربههای قدیمی تنظیم میشود. وقتی شرایط محیطی تغییر میکند، مثلاً هوا گرمتر میشود یا نوع سیمان عوض میشود، همان نسبت قبلی دیگر جواب نمیدهد. اما آب همچنان همانطور اضافه میشود، بدون توجه به اینکه این تغییر کوچک چه تأثیر بزرگی روی کیفیت نهایی دارد.
اشتباه در نسبت آب به سیمان فقط روی مقاومت فشاری اثر نمیگذارد؛ روی جمعشدگی، ترکخوردگی، نفوذپذیری و حتی ظاهر نهایی کار هم تأثیر مستقیم دارد. بتنی که آب زیادی دارد، بیشتر جمع میشود و ترکهای ریز و درشت روی سطح آن ظاهر میشود. این ترکها شاید در ابتدا فقط یک ایراد ظاهری به نظر برسند، اما بهمرور مسیر نفوذ آب، یونهای مخرب و آلودگیها را فراهم میکنند و عمر مفید سازه را کاهش میدهند.
از نظر اقتصادی هم این اشتباه کاملاً گمراهکننده است. تصور میشود که با اضافه کردن آب، مصرف سیمان کمتر میشود یا کار سریعتر انجام میگیرد، اما هزینه واقعی بعداً آشکار میشود. کاهش مقاومت یعنی نیاز به مقاطع بزرگتر، تعمیرات زودهنگام یا حتی تخریب و اجرای مجدد. همه اینها هزینههایی هستند که هیچوقت در لحظه اضافه کردن آب به چشم نمیآیند.
5. خرید سیمان از تامین کنندگان نامعتبر
خرید سیمان از تأمینکنندگان نامعتبر یکی از آن اشتباههایی است که معمولاً با جمله «همهاش یکیه» شروع میشود و با «نمیدونم چرا کار جواب نداد» تمام میشود. در نگاه اول، سیمان فقط یک کیسه سفید با یک اسم چاپشده روی آن است و وسوسه قیمت پایینتر یا دسترسی سریعتر باعث میشود خیلیها قید بررسی منبع خرید را بزنند. مشکل اینجاست که سیمان، برخلاف ظاهر سادهاش، محصولی کاملاً حساس و وابسته به کیفیت تولید، نگهداری و توزیع است؛ و وقتی این زنجیره از جای نامطمئن شروع شود، نتیجهاش هم نامطمئن خواهد بود.
تأمینکنندگان نامعتبر معمولاً یا سیمان را از منابع نامشخص تهیه میکنند، یا استانداردهای حمل و انبارداری را رعایت نمیکنند، یا هر دو. در چنین شرایطی، خریدار دقیقاً نمیداند سیمانی که تحویل گرفته واقعاً متعلق به کدام کارخانه است، چه زمانی تولید شده، و در چه شرایطی نگهداری شده است. ممکن است روی کیسه یک برند شناختهشده چاپ شده باشد، اما محتوا لزوماً همان کیفیت ادعاشده را نداشته باشد. این ابهام، بزرگترین ریسک خرید از مسیرهای غیررسمی است.اما سیمان گستر امیران با ارائه سیمان با کیفیت از بهترین کارخانه های تولید سیمان در سراسر کشور به مشتریان خود،اعتماد شما را کسب کرده است.
یکی از مشکلات رایج در این نوع خرید، مخلوط شدن سیمانهای مختلف با هم است. برخی تأمینکنندگان غیرمعتبر برای کاهش هزینه یا تخلیه موجودیهای مشکلدار، سیمانهای قدیمی، مرجوعی یا حتی آسیبدیده را با هم ترکیب میکنند. نتیجه، محصولی است که از نظر ظاهری قابل تشخیص نیست، اما از نظر عملکرد، رفتاری غیرقابل پیشبینی دارد. بتنی که با چنین سیمانی ساخته میشود ممکن است یکبار خوب جواب بدهد و بار دیگر کاملاً متفاوت عمل کند، و این ناپایداری دقیقاً چیزی است که هیچ پروژهای تحملش را ندارد.
مسئله فقط کیفیت فنی نیست؛ نبود پاسخگویی هم یک مشکل جدی است. وقتی از یک تأمینکننده نامعتبر خرید میشود، در صورت بروز مشکل عملاً کسی وجود ندارد که مسئولیت بپذیرد. نه امکان پیگیری واقعی هست، نه تضمینی برای جایگزینی یا جبران خسارت. در نهایت، تمام هزینهها و تبعات به دوش مجری یا کارفرما میافتد. این یعنی صرفهجویی اولیه خیلی زود به ضرر واقعی تبدیل میشود.
از نظر فنی، سیمانی که از مسیر نامطمئن تهیه شده میتواند دچار افت مقاومت، ناپایداری در زمان گیرش، یا واکنشهای ناخواسته در بتن و ملات شود. این مشکلات معمولاً در لحظه اجرا دیده نمیشوند و همین موضوع آنها را خطرناکتر میکند. سازه ساخته میشود، پروژه تحویل داده میشود، اما بعد از مدتی ترکها، شورهزدگی یا کاهش دوام ظاهر میشود و آنوقت دیگر خیلی دیر است که به فکر منشأ سیمان بیفتیم.
از نظر اقتصادی هم خرید از تأمینکنندگان نامعتبر یک قمار است. شاید در کوتاهمدت قیمت پایینتر وسوسهکننده باشد، اما هزینههای پنهان آن معمولاً چند برابر است. دوبارهکاری، افزایش مصرف سیمان برای جبران ضعف، افت کیفیت نهایی و حتی آسیب به اعتبار حرفهای مجری، چیزهایی نیستند که بشود با چند تومان صرفهجویی توجیهشان کرد.
6.عدم رعایت زمان گیرش و ساختن سازه با سراسیمگی
عدم رعایت زمان گیرش و ساختن سازه با سراسیمگی یکی از آن اشتباههایی است که ریشهاش نه در ندانستن، بلکه در عجله و فشار زمان است. همه چیز ظاهراً منطقی به نظر میرسد؛ پروژه باید زودتر تحویل شود، هوا در حال تغییر است، نیروی کار محدود است یا کارفرما مدام پیگیر سرعت اجراست. اما مشکل اینجاست که بتن و ملات با این منطق انسانی کنار نمیآیند. واکنشهای شیمیایی زمان خودشان را میخواهند و هیچچیز خطرناکتر از این نیست که بخواهی آنها را مجبور به عجله کنی.
زمان گیرش سیمان فقط یک عدد روی کاغذ نیست؛ این زمان، دورهای است که طی آن ساختار داخلی بتن شکل میگیرد و شبکه مقاوم آن بهتدریج کامل میشود. وقتی قبل از طی شدن این فرآیند، بارگذاری انجام شود، قالبها زودتر از موعد باز شوند یا لایههای بعدی اجرا شوند، در واقع به بتن فرصت کامل شدن داده نمیشود. نتیجه، سازهای است که در ظاهر سرپا ایستاده، اما در باطن هنوز به بلوغ نرسیده است.
یکی از پیامدهای رایج این عجله، ایجاد ترکهای زودهنگام است. بتنی که هنوز به مقاومت اولیه نرسیده، در برابر تنشهای ناشی از وزن خود، تغییرات دما یا حتی لرزشهای جزئی آسیبپذیر است. این ترکها شاید در ابتدا کوچک و سطحی به نظر برسند، اما بهمرور گسترش پیدا میکنند و به مسیر نفوذ آب و عوامل مخرب تبدیل میشوند. آنوقت دیگر مسئله فقط زیبایی نیست؛ دوام سازه مستقیماً زیر سؤال میرود.
سراسیمگی در اجرا معمولاً باعث نادیده گرفتن مراحل مهم دیگری هم میشود. عملآوری ناکافی، خشک شدن سریع سطح بتن، یا حذف دورههای استراحت بین مراحل اجرایی، همه بهنوعی به زمان گیرش مرتبطاند. وقتی بتن بهدرستی عملآوری نشود، بخش قابل توجهی از سیمان هرگز وارد واکنش مفید نمیشود. یعنی هزینه شده، اجرا شده، اما ظرفیت واقعی مصالح هرگز آزاد نشده است.
این اشتباه بیشتر از همه در پروژههایی دیده میشود که برنامهریزی زمانی دقیقی ندارند. وقتی زمانبندی از ابتدا واقعبینانه نباشد، فشار به مرحله اجرا منتقل میشود و اولین چیزی که قربانی میشود، کیفیت است. بتن و ملات اما مثل نیروی انسانی نیستند که با فشار بیشتر سریعتر کار کنند. هرچه عجله بیشتر شود، ریسک افت کیفیت هم بالاتر میرود.
از نظر اقتصادی، عجله در ساخت شاید در ظاهر باعث صرفهجویی در زمان شود، اما در عمل هزینههای پنهان زیادی ایجاد میکند. تعمیر ترکها، تقویت بخشهای ضعیف، یا حتی تخریب و اجرای مجدد، همه نتیجه همان چند روز یا چند ساعت عجلهای هستند که قرار بوده پروژه را جلو بیندازند. این هزینهها معمولاً چند برابر زمانی است که میشد با صبر و اجرای اصولی صرفهجویی کرد.
7.بیتوجهی به شرایط حمل و نقل سیمان
بیتوجهی به شرایط حملونقل سیمان یکی از آن اشتباههای بهظاهر کوچک است که معمولاً در سایه تولید و خرید پنهان میماند، اما میتواند کیفیت سیمان را قبل از رسیدن به کارگاه بهطور جدی تحت تأثیر قرار دهد. خیلیها تصور میکنند اگر سیمان از کارخانه معتبر خریداری شده باشد، دیگر کار تمام است؛ در حالی که واقعیت این است که مسیر بین کارخانه تا محل مصرف، بخش مهمی از زنجیره کیفیت را تشکیل میدهد و هر بیدقتی در این مرحله میتواند تمام مزایای یک خرید درست را از بین ببرد.
سیمان در زمان حملونقل بیش از هر چیز در معرض رطوبت و شرایط نامناسب جوی قرار دارد. حمل کیسههای سیمان با وسایل نقلیه روباز، بدون پوشش مناسب، یا در هوای بارانی و مرطوب، باعث نفوذ تدریجی رطوبت به داخل بستهبندی میشود. این رطوبت شاید در ظاهر اثری نداشته باشد، اما بهمحض رسیدن سیمان به انبار یا کارگاه، بخشی از آن وارد واکنش زودهنگام شده و کیفیت واقعی خود را از دست داده است. مشکل اینجاست که این افت کیفیت اغلب قابل تشخیص ظاهری نیست.
ضربه، فشار و جابهجایی نادرست هم از دیگر پیامدهای حملونقل غیراصولی است. وقتی کیسهها در طول مسیر بهدرستی مهار نشده باشند یا بیش از حد روی هم فشرده شوند، بستهبندی آسیب میبیند و سیمان در معرض هوا و رطوبت قرار میگیرد. حتی پارگیهای کوچک در کیسهها میتواند باعث ورود رطوبت یا آلودگی شود و همین مقدار اندک برای کاهش کارایی سیمان کافی است. این آسیبها معمولاً در کارگاه دیده میشوند، اما علت اصلی آنها در مسیر حمل اتفاق افتاده است.
بیتوجهی به زمان حمل هم یکی دیگر از جنبههای این اشتباه است. نگهداشتن طولانیمدت سیمان در وسیله نقلیه، بهویژه در شرایط دمایی نامناسب، میتواند اثرات منفی مشابه انبارداری غلط داشته باشد. اختلاف دمای شب و روز، تابش مستقیم آفتاب و تهویه نامناسب، همه عواملی هستند که در حمل طولانی یا غیراصولی، کیفیت سیمان را بهتدریج کاهش میدهند. این در حالی است که خریدار معمولاً فقط تاریخ تولید را بررسی میکند و از شرایط حمل اطلاعی ندارد.
پیامدهای این بیدقتی معمولاً در مرحله اجرا آشکار میشود. ملات یا بتن رفتاری غیرمنتظره از خود نشان میدهد، گیرش نامنظم میشود یا مقاومت نهایی به عدد مورد انتظار نمیرسد. در این مرحله، مشکل به طرح اختلاط یا اجرای کار نسبت داده میشود، در حالی که ریشه آن به حملونقل نادرست برمیگردد. این تشخیص اشتباه، باعث تکرار خطا و افزایش هزینهها میشود.
جمع بندی
در مجموع، اشتباهات رایج در خرید و مصرف سیمان معمولاً از بیتوجهی به جزئیاتی شکل میگیرند که در نگاه اول ساده به نظر میرسند، اما نقش تعیینکنندهای در کیفیت نهایی سازه دارند. انتخاب منبع نامعتبر، نادیده گرفتن شرایط حملونقل و نگهداری، بیتوجهی به زمان گیرش و استفاده نادرست در اجرا، همگی میتوانند حتی بهترین سیمان را به یک ریسک پنهان تبدیل کنند. مدیریت درست این مراحل، یعنی کاهش هزینههای پنهان و افزایش دوام پروژه. مجموعه سیمان گستر امیران با تأمین سیمان از منابع معتبر و توجه به اصول فنی توزیع و نگهداری، تلاش میکند این ریسکها را برای خریداران به حداقل برساند و مسیر یک انتخاب آگاهانه و مطمئن را برای پروژههای ساختمانی فراهم کند.



